امروز : چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
تاریخ : ۱۳۹۵/۱۲/۲۵ - ۱۰:۳۷ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

۲۵ اسفند روز گرامیداشت پروین اعتصامی

پروین به پیشنهاد پدرش برای آموختن زبان انگلیسی وارد کالج آمریکایی تهران شد.سرودن شعر را از هشت سالگی آغاز کرد و نخستین شعرهایش را در مجله ی” بهار” که پدر او منتشر می‌کرد به چاپ رسانید.

پروین اعتصامی

پروین فرزند یوسف اعتصام الملک آشتیانی به سال ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد.آموختن فارسی و عربی را در دامن خانواده‌ آغاز‌‌ کرد، زیرا هم پدر او مردی فاضل و دانشمند بود و هم از درس آموزگاران خصوصی می‌توانست بهره ببرد.
پروین به پیشنهاد پدرش برای آموختن زبان انگلیسی وارد کالج آمریکایی تهران شد.سرودن شعر را از هشت سالگی آغاز کرد و نخستین شعرهایش را در مجله ی” بهار” که پدر او منتشر می‌کرد به چاپ رسانید و مورد تشویق اهل ادب قرار گرفت.از عوامل دیگری که موجب تقویت ذوق و پرورش استعداد شعری پروین شد،رفت و آمدها او به محافل ادبی آن روزگار بود که پدرش با آنها سر و کار داشت.
در یکی از همین محفلها بود که ملک الشعرای بهار که بعدها بر دیوان او مقدمه نوشت، به استعداد او پی برد و او را تشویق کرد.پدر پروین قطعات دلکش و زیبا از کتب خارجی به فارسی بر می گرداند و دختر خردسالش را به نظم آنها تشویق می‌کرد. همین کار موجب شد که علاقه پروین به شعر و ادب فزونی گیرد و سرانجام او را به جد به عرصه شعر و شاعری رهنمون شود.
پروین در سال ۱۳۱۳ ش با یکی از بستگان پدر ازدواج کرد و به کرمانشاه رفت، اما به دلیل عدم توافق اخلاقی دو ماه بعد از همسر خود جدا شد و به تهران بازگشت. بعید نیست که طعم تلخ کامی در ازدواج،بعدها در عاطفه شعری پروین و قطعات دردناکی که در عواطف به کودکان و درماندگان سروده، موثر افتاده باشد. پروین سرانجام در سال ۱۳۲۰ به بیماری حصبه درگذشت در حالی که سی و پنج سال بیش نداشت.

پروین و شیوه مناظره
یگانه اثر پروین دیوان اوست.قصاید او پر نکته و نغز است‌؛ در این قصاید هرچند پیروی از شیوه ناصرخسرو نمایان است،از روانی و سادگی اسلوب سعدی هم بی‌بهره نیست. به این ترتیب در اشعار او شیوه خراسانی و عراقی به گونه‌ای تلفیق شده که شیوه ای تازه و مستقل پدید آورده است.
پروین در قطعات خود به سنایی و انوری توجه داشته اما در حد تقلید صرف باقی نمانده است.بیشتر قطعات او به صورت مکالمه و گفتگوست، همان که در اصطلاح ادبی “مناظره” خوانده می شود. پروین قالب مناظره را ابداع نکرده است.این طریقه که در ایران پیش از اسلام هم رایج بوده – و منظومه درخت آسوریک در مناظره نخل و بز از آثار پارسی میانه نمونه آن است – در ادبیات دری به خصوص مورد توجه اسدی طوسی قرار گرفته است.
دو طرف مناظره در قطعات پروین غالبا از حوزه تجربیات شاعر یعنی همان تجربه های عادی زندگی برگرفته شده است.آنچه تجربیات پروین را از مسائل عادی زندگی متمایز می‌کنند نکته بینی و دقت نظر است، که از مایه های شعری و اخلاقی سرشار است.
دو طرف مناظره در شعر وی گاه آدمیزادند،مانند: دزد و قاضی، مست و هشیار یا دو جانور همچون:گربه و شیر، گرگ و سگ؛یا دو شیئ مثل سیر و پیاز،کرباس و الماس، بدینسان مناظره حالت تمثیلی و گاهی علاوه بر آن صورت انسان نمایی(تشخیص) و شعور یافتن غیر ذی شعور پیدا می‌کند.
مضامین پروین

مضامین پروین بیشتر از دیگران وام گرفته شده است. مضمون بکر و بدیع که به کلی بی‌سابقه باشد در دیوان او بسیار نیست،آنچه کار وی را ممتاز و مشخص می‌کند شکل تصرف در مضامین و کیفیت ارائه آنهاست که اغلب بدیع و نادر و مخصوص خود اوست.
پروین در روزگار پرآشوب و پر مسئله ای می زیسته است. اختناق سیاسی و دشواری های اجتماعی زمانه او در شعر اغلب شاعران پوشیده و آشکار مطرح شده است، اما وی با لطافت روح و مناعت اندیشه ای،که می توان از آن به گونه ای عرفان جدید تعبیر کرد،از کنار همه این مسائل گذشته و به جای منعکس ساختن اوضاع اجتماعی و سیاسی نامطلوب،با طرح کلیات اخلاقی و بیان فقر و محرومیت و نیازهای شدید عاطفی به ویژه که در نسل جوان،به نوعی برداشت اجتماعی – اخلاقی بسنده کرده است.
اگر از روح عاطفی و مادرانه ای که در برخی از قطعات پروین موج می‌زند و شعر او را مناسب حال کودکان نوجوانان وانمود می کند چشم بپوشیم بر روی هم شعر او مردانه و از نظر فکر و موسیقی و صور خیال ادامه ی اشعار پیشین زبان فارسی است.
یکی از مناظره های ممتاز و نکته آموز پروین مناظره دو قطره خون است که یکی از پای “خارکنی”چکیده و دیگری از دست “تاجوری” فرو افتاده است، و در آن به خصوص در حمایت از مردم رنجدیده ی جامعه و انتقاد از نابرابری اجتماعی داد سخن داده است:

 

شنیده‌اید میان دو قطره خون چه گذشت      گه مناظره، یک روز بر سر گذری

یکی بگفت به آن دیگری، تو خون که‌ای     من اوفتاده‌ام اینجا، ز دست تاجوری

بگفت، من بچکیدم ز پای خارکنی                  ز رنج خار، که رفتش بپا چو نیشتری

جواب داد ز یک چشمه‌ایم هر دو، چه غم        چکیده‌ایم اگر هر یک از تن دگری

هزار قطره‌ی خون در پیاله یکرنگند      تفاوت رگ و شریان نمیکند اثری

ز ما دو قطره‌ی کوچک چه کار خواهد ساخت   بیا شویم یکی قطره‌ی بزرگتری

براه سعی و عمل، با هم اتفاق کنیم     که ایمنند چنین رهروان ز هر خطری

در اوفتیم ز رودی میان دریائی                  گذر کنیم ز سرچشمه‌ای بجوی و جری

بخنده گفت، میان من و تو فرق بسی است      توئی ز دست شهی، من ز پای کارگری

برای همرهی و اتحاد با چو منی                خوش است اشک یتیمی و خون رنجبری

تو از فراغ دل و عشرت آمدی بوجود        من از خمیدن پشتی و زحمت کمری

ترا به مطبخ شه، پخته شد همیشه طعام       مرا به آتش آهی و آب چشم تری

تو از فروغ می ناب، سرخ رنگ شدی      من از نکوهش خاری و سوزش جگری

مرا به ملک حقیقت، هزار کس بخرد     چرا که در دل کان دلی، شدم گهری

قضا و حادثه، نقش من از میان نبرد     کدام قطره‌ی خون را، بود چنین هنری

درین علامت خونین، نهان دو صد دریاست       ز ساحل همه، پیداست کشتی ظفری

ز قید بندگی، این بستگان شوند آزاد        اگر بشوق رهائی، زنند بال و پری

یتیم و پیره‌زن، اینقدر خون دل نخورند        اگر بخانه‌ی غارتگری فتد شرری

بحکم نا حق هر سفله، خلق را نکشند        اگر ز قتل پدر، پرسشی کند پسری

درخت جور و ستم، هیچ برگ و بار نداشت        اگر که دست مجازات، میزدش تبری

سپهر پیر، نمیدوخت جامه‌ی بیدار                   اگر نبود ز صبر و سکوتش آستری

اگر که بدمنشی را کشند بر سر دار      بجای او ننشیند بزور ازو بتری.

 

(تلخیص و گزینش از کتاب جویبار لحظه ها-اثر استاد محمد جعفر یاحقی)

 

سربلند و پیروز باشید

یاحق

کد تصویری این مطلب جهت مشاهده در تلفن همراه: کد دو بعدی ۲۵ اسفند روز گرامیداشت پروین اعتصامی

آشنایی با سیستم سراج

سیستم رصد و پاسخگویی سنجش سراج

© 2015 کلیه حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ میباشد.