به نام خدای معلم نخست، آنکه قلم را آفرید و انسان را تعلیم داد، آنکه فرمود: «اقرأ باسم ربک الذی خلق»، و به پیامبرش دستور داد آغاز راه رسالت را با خواندن و دانایی پی گیرد.
درود بر معلمان راه دانایی. امروز، به پاس بزرگداشت روز معلم، گرد هم آمدهایم تا ستایش کنیم مقام والای آنان را که چراغ هدایت در دستانشان است. هماهنگونه که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «من به عنوان معلم مبعوث شده ام» معلمان وارثان این رسالت هستند. هر کلام و درس آنها، آیه ای از کتابِ حیات است و نقشه راهی به سوی نور. آنانی که پیامبر گونه، نور هدایت را در دل تاریکی ها روشن می کنند.
معلم به ما آموخت که «علم» نوری است که خداوند در قلبِ بندگانش می افروزد و به ما یاد داد که هر کشفِ علمی، آیه ای از آیاتِ خداست. او ما را با حدیثِ (ز گهواره تا گور دانش بجوی) آشنا کرد و نشان داد که عمرِ انسان، به اندازه دانستنش ارزش دارد. معلمان وارثان رسالت انبیا هستند؛ رسالتی به بلندای تاریخ، به عمق فرهنگ، و به ژرفای انسانیت. معلم نه تنها فکر ها، که قلب ها را پرورش می دهد و می داند که دانشِ بی اخلاق، شمشیری است در دستِ دیوانگان. به همین دلیل، در کنارِ فرمول ها، از عدالت، صداقت و عشق سخن می گوید. و چه قشنگ گفت اند که هر کسی به اندازه آنچه که در قلب و فکر اوست بزرگ است و نه بیشتر. معلم به ما آموخت که «دانش» تنها فرمول و عدد نیست، درسِ زندگیست. از حلّاج گفتند و آموختند که بر دارِ جهل، باید فریاد «أنا الحق» سر داد. از سربازانی که در راه علم، قدیس وار، در سنگرهای خاکی دانش، با قلم خود، تاریخ را دوباره و بهتر نوشتند. و به ما یاد دادند که مقاومت، تنها در میدان نبرد نیست؛ ایستادن در برابر جهل است، آنجا که تاریکی می خواهد چراغِ دانایی را خاموش کند.
معلمی تنها یک حرفه نیست؛ یک رسالت است، یک وظیفه مقدس. معلم نه فقط انتقالدهنده دانش، که بیدارکننده جان و جانانهی انسان است. از معلم می گویم: از قهرمانانی که شمشیرشان قلم است، زره شان صبر، و میدان نبردشان کلاس درس! قهرمانانی که نه نشان افتخار بر سینه می زنند، نه تاجی بر سر؛ اما درخت وجودشان، سایه دانش را بر سر نسل ها می افکند!
در جهانی که روز به روز فناوری چیرهتر میشود، این معلم است که یادمان میآورد انسان بودن مهمتر از دانستن است. و اخلاق حرفهای معلم، ستون این بیداری است. بنا بر احادیث هر گام معلم در راه آموزش علم، چون قدم زدن در کوچههای بهشت است. در عصری که سرابها فراوانند، معلم حقیقت را به تشنگان نشان می دهد. بیمعلم، هیچ تمدنی نمیبالد، هیچ فکری نمیشکفد، و هیچ سرزمینی آباد نمیماند.
روز معلم و دانایی است و امروز، به پاس این روز شریف، آمدهایم تا بگوییم: سپاس، نه تنها برای آموختن، بلکه برای ساختن. سپاس که با صبر و عشق، آینده را خلق میکنید. در این روز ارجمند، به ستایش آنان برمیخیزیم که نهفقط علم، که اخلاق میآموزند؛ استادانی که از جنس کلمات سعدیاند، آنگاه که گفت: «توانگر شود مرد به علم و ادب» روز معلم، یادآور عهدی است که با خدای خرد بسته ایم: «هر کس به من دانشی بیاموزد، مرا بنده خویش ساخته است» امروز، ما، در گذر از پیچ وخم های تاریخ، بیش از هر زمان به شما نیاز داریم؛ به آنان که می توانند با دانشِ خود، دیوارهای پیشرفت را بسازند و با اندیشه خود، از خاکسترِ ناامیدی، ققنوسِ امید برآورند. معلم به ما آموخت که «آزادی» را باید با دندانِ دانش جَوید.
امروز، دانشگاه، سنگرِ آزادگی است و معلم، فرمانده این سنگر. معلم ما یاد داد که قلم، شمشیرِ بیزوالِ این مبارزه است. شما اساتید گرامی، ادامه همان شعلۀ فروزاناید. کلاسهای شما، کارزار آگاهی است و شما پهلوانان این میداناید؛ شمشیرتان قلم، و زرهتان اخلاق. در تاریخ باشکوه ایرانزمین، همواره آموزش و دانایی، مقامی بلند داشته است. از حکیم فردوسی و بوعلی سینا تا خواجه نصیر و شمس تبریزی، همه در یک کار مشترک بودهاند: رساندن انسان به کمال.
به تاریخ می نگریم! سقراطی که زهر جهل را با جام پرسشگری از بین می برد، ابن سینایی که چراغ پزشکی را در تاریکی ها روشن نگه می داشت، همواره معلم هایی را می بینیم که در کلاسی محقر دانشمندانی بزرگ پرورش می دادند. معلم، تنها آموزگار الفبا نیست؛ او سازنده انسانیت است. معلم از میرزا کوچک خان می گفت که در جنگل های گیلان، مدرسه می ساخت. از پروین اعتصامی که در اشعارش، فریادِ زنانِ ستمدیده را منعکس می کرد و می گفت در طوس، مردی زبان پارسی را به قله رساند و در وصف دانایی گفت: «توانا بود هر که دانا بود». در همدان، بوعلی مرزهای طب و فلسفه را درنوردید. در ری، زکریا رازهای آسمان را جست. امروز در سپاس از معلمان و مدرسان، در سرزمین فردوسی و ابنسینا، در میهنِ حافظ و خواجهنصیر، گرد آمدهایم تا شکوه معلم را بستاییم؛ آنکه نهتنها الفبای علم، که راز بلند انسان بودن را میآموزد. شما، ای استادان دانشگاه، ادامهدهندگان راه دانایی هستید؛ وارثان نور در سرزمینی که هر کوه و دشتش خاطرهای از فرزانگی دارد.
در این جهان پرهیاهو، که گاه حقیقت در گردوغبار فراموشی گم میشود، شما فانوسداران راستی هستید. اگر روزی کوروش به عدل برجهان فرمان راند، امروز شما معلمان با عدالت و فهم علمی بر دلها فرمان میرانید. و این، افتخاری است همسنگ تاج پادشاهان، حتی برتر، زیرا شما پادشاهی بر ذهن و روح را برگزیدهاید.
فرهنگ ایرانی، هیچگاه استاد را صرفاً آموزگار ندانسته؛ بلکه او را راهنما، الهامبخش، و سازنده تمدن دیده است. همانگونه که کاشیهای فیروزهای مسجد جامع اصفهان با هندسه ی علم ساخته شد، دل دانشجو با واژههای سنجیده شما معلمان شکل میگیرد. شما معماران جان و خردید؛ میراثداران حیا، حکمت، و حرمت. ایران، سرزمین مردمانیست که در هیاهوی تاریخ، نه با شمشیر، که با قلم، نام خود را در قلب جهان حک کردهاند.
از آتشکدهها تا کتابخانههای جندیشاپور، علم همیشه در خاک ما جوانه داشته است. نظامالملک، وزیر دانشپرور ایران، مدرسه نظامیه را بنیاد نهاد تا معلم و شاگرد، چراغ دانش را در سراسر ایران برافروزند. در عصر صفوی، علامه مجلسی و شیخ بهایی، نه تنها عالمان دین، که استادان فیزیک، ریاضی و معماری بودند. در عصر مشروطه، مردانی چون علامه طباطبایی، خراسانی و ملکالشعرای بهار، معلمانی بودند که در خطابه و نوشتار، آرمان آزادی و خرد را به نسلها آموختند و پروفسور حسابی، مردی که او را “پدر علم ایران” میخوانیم، تنها یک فیزیکدان نبود؛ او معلم اخلاق، عشق و کار بود. دهخدا و دکتر معین، با فرهنگنامه هایشان، جلال آلاحمد، با قلمش، معلم وجدان بیدار جامعه شدند و شهید مطهری، با فصاحت و حکمتش، چراغی برای نسل معاصر برافروخت. در روزگار ظلمت قرون وسطی، این خوارزمی و کسرای ایرانی بودند که ریاضیات و پزشکی را از تاریکی نجات دادند. اگر امروز جهان محاسبه میکند، مدیون ذهن ایرانی است. در روزگاری که دنیا هنوز در خرافه میزیست، رازی اولین آزمایشگاه شیمی را ساخت و از تجربه، اصل علمی آفرید. او نخستین معلم آزمایشمحور جهان بود و بوعلی سینایی که نوشت جان انسان از دانایی جلا میگیرد و سهروردی که حکمت اشراق را زاده ذهن ایرانی دانست و ملاصدرا که با “حرکت جوهری” معلمی را از سطح دانش به اوج معنا رساند.
روز معلم روز پاسداشت آنانی است که در مسیر فارابی، بنشاکر و سهروردی و بوعلی هم دانایی آموختند و هم بینش را. آنانکه اندیشه را نه برای جدل، که برای رشد انسان به کار بستند و چه زیباست این جمله:
تمدن ها با شمشیرها فتح نمی شوند، با قلم ها و فکرها ساخته می شوند! شما معلمان، معماران آن تمدن هستید. دستان شما نه اسلحه، که قلم می سازد. قلب شما نه کینه، که عشق می پروراند. و صدای شما نه دشمنی، که فکر و صلح و پیشرفت می سازد. هنرِ معلم، خلقِ «انسان» است. او از خاکِ وجودِ دانش خواهان، مجسمه های اندیشه می تراشد.
در کتاب «تهذیبالاخلاق» گفتند، تهذیب نفس، نخستین مرحله انسان شدن است. استاد گرامی، شما نخستین راهنمای این سلوکید. هر پرسش علمی شما، با یک سؤال اخلاقی نیز همراه است: چرا بدانم؟ برای که؟ و در راه چه هدفی؟
معلم به ما یاد داد که «مهم نیست چه می خوانیم، مهم این است که چرا می خوانیم!» فلسفه وجودیِ معلم، ساختنِ نسلی است که نه بر اساسِ مادیات، که بر پایه «ارزش»ها زندگی کند. نسلی که در یک دستش قرآن دارد و در دست دیگرش، ترازوی عدالت.
معلم به ما یاد می دهد که پرواز، تنها حرکتِ بال ها نیست؛ پرواز، شکستنِ زنجیرهای جهل و وهم است.
همچون علامه طباطبایی که فلسفه را با اخلاق درآمیخت، یا همچون شهید مطهری که تفکر را با انساندوستی پیوند زد، شما اساتید گرامی! دانشجویان را به دانشی آراسته به کرامت انسانی هدایت میکنید. در دانشگاه، شما فقط آموزگار نیستید؛ شما الگوی صداقت، انضباط، سختکوشی و انساندوستی هستید. هر رفتار شما، در ذهن دانشجویان نقشی ماندگار میزند. شما نه تنها حافظان علم و دانش هستید، بلکه نگاهبان وجدان و ارزشها اید. شما امید را در دل ها روشن میکنید، و به آنها میآموزید که ایران را با قلم بسازند، نه با شمشیر.
و چقدر پرمعناست این جمله ” ملتی که به معلم خود بیاعتنا باشد، به آیندهاش خیانت کرده است.”
یادمان نرفته است که چگونه معلمانی چون شهید مطهری، درسِ زندگی را با خونِ خود نوشتند. آنها ثابت کردند که معلمی، تنها تعلیمِ فرمول ها نیست؛ معلمی خود شهادت است. شهادت در راهِ روشنگری، در راهِ بیداریِ. امروز، معلمان و اساتید وارثانِ این شهیدانند. کلاسِ درس آنها، ادامه همان رونشفکری و انسانیت است. و روز معلم ؛ روز آنانی است که نهتنها فکرها، که دلها را میسازند. آزادی، بیدانایی توهمی بیش نیست. تنها علم است که انسان را از بردگی جهل، از اسارت دروغ، و از فرمانپذیری کور میرهاند. و این، رسالت جاودانه شما معلمان است. در سراسر تاریخ ، هر جا که چراغ دانش افروخته شد، سایه استبداد عقب نشست. و هر جا که صدای معلم خاموش شد، تاریکی بر جان مردم نشست. علم، نه فقط انباشتی از دادهها، که توانایی “تشخیص حق از باطل” است.
بوعلی سینا نوشت: “دانایی، انسان را از درون آزاد میکند.” این جمله، خلاصه رسالت معلم است: رهایی انسان از اسارت جهل، تعصب، و تسلیم. دانایی، نخستین شرط آزادگی است. انسانِ نادان، ابزار استبداد است، حتی اگر نیت نیک داشته باشد. شما نگهبانان حقیقتید، حتی در زمانهای که گاه حقیقت به حاشیه رانده میشود. راه رهایی ، از میان کتابها، تفکرها، و دلهای شما میگذرد. روز معلم، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک لحظه ی احترام ابدیست. لحظهای برای ایستادن، اندیشیدن و سپاسگزاری از شما که بیادعا، چراغدار قلههای دانشید.
به پاس تمام روزهایی که مهربانانه دست علم و دانش را به دستان آنان که خواهان آنند دادید و کودکی گریزپای را رام محبت خویش کردید. به نام همه دانشجویانی که روزی در کلاس شما، راه زندگی را آموختند و می آموزند؛ به نام همه پدران و مادرانی که فرزندانشان را به دستان آگاه شما سپردند؛ به نام معلم، از شما سپاسگزاریم.
سپاس که قلم شما بر لوح جان ها، آیات حکمت می نگارد و در مسیر قرآن، که «قلم» را سوگند خورد، پرچمدار دانایی شده اید. از مکتب جندی شاپور تا آستان دانشگاه، شما وارثان خطّی هستید که بوعلی سینا را در طب، مولانا را در عرفان، و فردوسی را در حماسه پروراند. شما در میدان نبرد نور و تاریکی، با شمشیر بیان، جهل را می شکافید و با ایمان، سپر جان های تشنه می سازید.
روز معلم بر شما گرامی باد!
وهاب بهرامی (رییس مرکز علمی کاربردی موسسه فرهنگی هنری پیشروپژوهان واحد 33)